![]() |
![]() |
|
|
ارزوهاتو یه جا یادداشت کن ویکی یکی از خدا بخواه .خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزیو که امروز داری آرزوی دیروزت بود.سجاد امیری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 13:52 توسط علی |
|
|
salam.kheyli vakhte dg be veblagam naumadam.alan dg daneshjoam.doste jadidam sajad khan kenarame.omidvaram zood tamom shevo madrako begirim.alan to kafinete daneshgahim.bay
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 13:47 توسط علی |
|
|
salam.emroz 4shanbe hanooz elame natayej nashoode ba amir to maghazashonim.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 14:10 توسط علی |
|
|
salam .albate midonam kasi dige be weblagam sar nemizane va in weblag tabdil shode be daftarche khaterat.vali khob bad az in hame modat man be khatere ye bande khodayi majbor shodam biyam kafinet goftam bezar ye chizi ham to in daftar benevisam.baybay(ali hm)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:55 توسط علی |
|
|
امروز پنجشنبه در شهرک بعد از تصادف
توسط محسن علی و علی ساعت 1314.26/10/1386 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 14:26 توسط علی |
|
|
الا که راز خدایی خدا کند که بیایی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 22:24 توسط علی |
|
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 22:39 توسط علی |
|
||||||||||
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:21 توسط علی |
|
|
کیست مهدی؟ کعبه جان همه کیست مهدی؟ آرزوی فاطمه کیست مهدی؟ حجت ثانی عشر کیست مهدی؟ منجی کل بشر کیست مهدی همدمی نشناخته خلق نادیده به او دلباخته کیست مهدی؟همدم محرومها کیست مهدی؟ یاور مظلومها |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:18 توسط علی |
|
|
عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختن * * * عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی با پرستو پر زدن * * * عشق يعنی سوز نی ، آه شبان عشق يعنی شاعری دل سوخته عشق يعنی با گلی گفتن سخن عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز * * * عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی همچو من شيدا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق ، |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 13:28 توسط علی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 13:53 توسط علی |
|
|
دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ . دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 13:37 توسط علی |
|
|
، اشك در چشمانم سرازير مي شود! خورشيد كه غروب مي كند، خود به خود دلم گرفته مي شود! خورشيد كه غروب مي كند ، آتش دلم سرد سرد مي شود! خورشيد كه غروب مي كند ، اسم تو را دائم پيش خودم تكرار مي كنم! خورشيد كه غروب مي كند ، دستهايم آرزوي دست هاي تو را دارند! خورشيد كه غروب مي كند، چشمهايم آروزي ديدن چشمهاي تو را دارند ! خورشيد كه غروب مي كند، آرزوي شنيدن صداي تو را دارم! كاش غروبي فرا نرسد كه تو در كنارم نباشي! آنوقت پايان زندگي عاشقانه من خواهد بود!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 13:30 توسط علی |
|
|
در حضور دیگران می گویم تو محبوب من نیستی!
و در ژرفای وجودم می دانم چه دروغی گفته ام! می گویم میان ما چیزی نبوده است ! تنها برای اینکه از دردسر به دور باشیم! احمقانه اعلام بی گناهی می کنم ! نیازم را می کشم و بدل به کاهنی میشوم! عطر خود را می کشم و از بهشت چشمان تو می گریزم! نقش دلقکی را بازی می کنم َ و در این بازی شکست می خورم و باز می گردم . زیرا که شب نمی تواند حتی اگر بخواهد ستارگانش را نهان کند و دریا نمی تواند حتی اگر بخواهد کشتی هایش را......! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 16:50 توسط علی |
|
|
از پرواز شبي به گوشه ي خلوت خدا خدا كردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 13:56 توسط علی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:20 توسط علی |
|
برای عاشقای زخم خورده
هالا که بی وفایی ما بی وفاتر از همه
عاشقی هارو هم دیدیم به هوس یه بار بسه
چیز به این بی ارزشی چه چه و به به نداره
غم دیگه بسه نازنین هرکی نمونده به درک
دربه درو هلاک یه شریک پاک و با صفا
پرواز عشق باوفا هتی بدونه پروبال |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:7 توسط علی |
|
|
نمي خوام رفتنتو باور كنم داغ اين سينه رو تازه تر كنم نمي خوام عكساتو باز نگاه كنم ياكه حتي اسمتو باز صدا كنم تو كه به آتيش كشيدي خونه اميدمو توكه پرپر كردي گلاي سفيدمو اگه حتي يك روز ي پيشم بياي بگي عاشق مني منو مي خواي من مي گم برو كه دوستت ندارم نمي خوام دست توي دستات بزارم تو هموني كه منو مثل مجنون كردي اما ليلي نبودي منو داغون كردي..
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 18:8 توسط علی |
|
|
در بلور چشم من ياد تو بود...
در سكوتم شوق فراد تو بود... رفتي اما در خزان سينه ام... بوي عطر دست شمشاد توبود.....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 12:53 توسط علی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:2 توسط علی |
|
|
گفتی مرا دوست داری یا زندگیت را ؟ گفتم زندگی ام را قهر کردی و رفتی اما هرگز ندانستی که تو تمام زندگی من بودی !!
عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي عشق آن است كه صد دل به يك يار دهي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:1 توسط علی |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:41 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی گوش و او یک ریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم بفشاند بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را سکوتی که هر نفس گوید هزاران بار دوستت دارم علی |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1389 شهریور 1388 اردیبهشت 1387 دی 1386 شهریور 1386 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| پیوندها |
|
یک نفر یک جایی... هر خاطره خنجري است بيچاره حرير نازك دل Best Girl دختر بهار |
|
RSS
|